ترجمه "seeming" به فارسی
ظاهر, ظاهری, قیافه بهترین ترجمه های "seeming" به فارسی هستند.
Present participle of seem. [..]
-
ظاهر
nounI was relieved too for that seemed to promise another friend at Gatsby's grave.
من هم نفس راحتی کشیدم چون این به ظاهر نوید حضور یک دوست دیگر بر گور گتسبی بود.
-
ظاهری
Its serenity was full of sorrow, and beneath its seeming peace there dwelt an agony of the ages.
صفای ان پر از آشفتگی بود، و در زیر آرامش ظاهری آن قرنها اضطراب و دلهره خوابیده بود.
-
قیافه
Astley's than he stopped, looked grave, and seemed plunged in thought.
وقتی فهمید خیال دارم برای کاری نزد مسترآستلی بروم قیافه اندیشنا کی به خود گرفت.
-
ترجمه های کمتر
- نمودی
- نمودین
- وانمودی
- وجنات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seeming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Seeming" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seeming در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "seeming" با ترجمه به فارسی
-
از قرار معلوم، گویا، اینجور که دیده می شود، اینجور که پیداست.
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
-
(معمولا پیش از مصدر) ظاهرا · احتمالا · به نظر آمدن · به نظر رسیدن · شاید · مثل اینکه · نمودن · نودن، نمایاندن، دیده شدن · چنین می نماید · گویی
-
ظاهرأ، از قرار معلوم، گویا، گوییا