ترجمه "select" به فارسی

برگزیدن, انتخاب کردن, برگزیده بهترین ترجمه های "select" به فارسی هستند.

select adjective verb دستور زبان

Privileged, specially selected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگزیدن

    verb

    Use a graphical date picker to select a date

    استفاده از یک گزینندۀ تاریخ نگاره‌ای برای برگزیدن یک تاریخ

  • انتخاب کردن

    verb

    In the wake of this tragedy, the town has selected an interim mayor.

    بعد از هضم شوک اين حادثه ، شهر يک شهردار موقت انتخاب کرده.

  • برگزیده

    adjective

    Click on this button to change the policy for the host or domain selected in the list box

    برای تغییر سیاست میزبان یا دامنۀ برگزیده در جعبه فهرست ، این دکمه را فشار دهید

  • ترجمه های کمتر

    • گزیدن
    • گلچین کردن
    • منتخب
    • دستچین
    • خاص
    • نخبه
    • گزیده
    • گلچین
    • انتخابی
    • عالی
    • زبده
    • برجسته
    • دیرپسند
    • انحصاری
    • دستچین کردن
    • دستچین کننده
    • سخت پذیر
    • سخت گزین
    • سوا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " select " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Select noun دستور زبان

(Should we delete (+) this sense?) A button (of a joystick, joypad or similar device) that, when pressed, activates any of certain predefined functions that usually, but not always, involve selecting something out of a list of items. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتخاب کردن

    verb

    In the wake of this tragedy, the town has selected an interim mayor.

    بعد از هضم شوک اين حادثه ، شهر يک شهردار موقت انتخاب کرده.

تصاویر با "select"

عباراتی شبیه به "select" با ترجمه به فارسی

  • جستجوی انتخاب
  • صافی با انتخاب
  • کژگزینی
  • مرتبسازی انتخابی
  • پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
  • (رادیو دارای قدرت تمرکز روی ایستگاه مورد دلخواه و حذف صدای ایستگاه های مجاور) گزینگر · انتخابی · به گزین · دارای اختیار گزینش · دیرگزین · سخت گزین · سختگیر در پذیرش · متمایل به گزینش · مشکل پسند · وابسته به گزینش · گزیده · گزینشی
  • گزیدن · گزیننده
  • (زیست شناسی) گزینش · انتخاب · انتخاب (روشهای زادگیری) · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · باختنا · برگزیده · دستچین · زادگیری انتخابي · غربالگري واريته · قطعه منتخب · مجموعه (ی متنوع) · مورد انتخابی · پسند · گردآورد · گزیده · گزین · گزینش · گلچین
اضافه کردن

ترجمه های "select" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه