ترجمه "selectivity" به فارسی
گزینشگری, (رادیو) میزان گزینگری, انتخابی بودن بهترین ترجمه های "selectivity" به فارسی هستند.
selectivity
noun
دستور زبان
A measure of how selective something is; discrimination [..]
-
گزینشگری
-
(رادیو) میزان گزینگری
-
انتخابی بودن
-
ترجمه های کمتر
- سخت گزینی
- مشکل پسندی
- گزینگری (رجوع شود به selective)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " selectivity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "selectivity" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی انتخاب
-
صافی با انتخاب
-
کژگزینی
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
گزیدن · گزیننده
-
(زیست شناسی) گزینش · انتخاب · انتخاب (روشهای زادگیری) · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · باختنا · برگزیده · دستچین · زادگیری انتخابي · غربالگري واريته · قطعه منتخب · مجموعه (ی متنوع) · مورد انتخابی · پسند · گردآورد · گزیده · گزین · گزینش · گلچین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن