ترجمه "sensate" به فارسی

سوهشدار, حساس, حس دار بهترین ترجمه های "sensate" به فارسی هستند.

sensate adjective verb دستور زبان

Perceived by one or more of the senses. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوهشدار

  • حساس

    adjective
  • حس دار

  • ترجمه های کمتر

    • دارای قدرت حس
    • قابل درک توسط حس های پنجگانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sensate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sensate" با ترجمه به فارسی

  • ادراک
  • چشایی (حس)
  • طعم · عطر و بوی
  • (خودمانی) عالی · احساسی · حساس · حسی · خیلی خوب · سترسایی · سوهشی · شورانگیز · غلغله انگیز · معرکه · هیجان انگیز · پرشور و هیجان · پولابی
  • (شخص یا چیز) موجب احساس · آدم بحث انگیز · احساس · جوش و خروش · حس · رویداد مهم · زبر دست · سترسا · سهش · سوهش · شور · شور و هیجان · غلغله · ماهر · هنرشناس · هیجان · پولاب
اضافه کردن

ترجمه های "sensate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه