ترجمه "serene" به فارسی

آرام, صاف, روشن بهترین ترجمه های "serene" به فارسی هستند.

serene adjective verb noun دستور زبان

Peaceful, calm, unruffled; unaffected by disturbance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    But there the atmosphere was no more serene.

    اما در آن جا نیز محیطی آرامتر نمییافت.

  • صاف

    adjective

    Edward said, so serene.

    ادوارد با صدای صاف و روشنی گفت

  • روشن

    adjective

    The walls were gray, thewoodwork white, the rug a serene blue;

    دیوارها خاکستری، قسمتهای چوبی سفید و فرش کف اتاق آبی روشن بود؛

  • ترجمه های کمتر

    • علیامخدره
    • بزرگوار
    • متین
    • (به ویژه آسمان) صاف
    • (شعر قدیم) آسمان صاف
    • آراسته S( -3 بزرگ) عالی جناب
    • بی ابر
    • بی جنبش
    • دریای آرام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " serene " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Serene proper

A female given name. A rare variant of Serena. [..]

+ اضافه کردن

"Serene" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Serene در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "serene" با ترجمه به فارسی

  • (آسمان یا آب) صافی · (انسان) متانت · آراستگی S( -2 بزرگ - پس از Your یا His یا Her) عالی جناب · آرامش · آرامی · استراحت · بزرگواری · بی ابری · سکون · صفا · علیامخدره
  • با صفا · باارامش · به ارامی
اضافه کردن

ترجمه های "serene" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه