ترجمه "serfdom" به فارسی

غلامی, رعیتداری, رعیتی بهترین ترجمه های "serfdom" به فارسی هستند.

serfdom noun دستور زبان

The state of being a serf. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلامی

  • رعیتداری

    status of peasants under feudalism

  • رعیتی

    It was not, perhaps, of importance in the days of serfdom, and it may not be of importance in England.

    لهوین با خود میگفت: شاید در دورهی ارباب رعیتی موضوع مهم نبود و ممکن است در انگلستان هم اهمیتی نداشته باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • مملوکی
    • بندگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " serfdom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "serfdom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه