ترجمه "serial" به فارسی
سریال, زنجیره, متوالی بهترین ترجمه های "serial" به فارسی هستند.
serial
adjective
noun
دستور زبان
Having to do with or arranged in a series. [..]
-
سریال
nounAnd the secret of this dollar bill is the serial number.
و راز این اسکناس دلار شماره سریال آن است.
-
زنجیره
The police are looking for some huge serial killer.
پلیس دنبال یه قاتل زنجیره ای بزرگ می گرده
-
متوالی
Could not extract message serial numbers from server response: %
نتوانست شمارههای متوالی پیام را از پاسخهای کارساز استخراج کند: %
-
ترجمه های کمتر
- پیاپی
- نشریه
- بسمار
- زنجیروار
- فصلنامه
- ماهنامه
- چندباره
- چندشبه
- چندگانه
- چندگاهی
- بسایند
- تسلسلی
- پرشمار
- منتج
- مسلسل
- تابع
- متعدد
- مکرر
- ترتیبی
- (داستان یا فیلم یا نمایش تلویزیون و غیره) دنباله دار
- رشته سان
- نشریه ی گهگاهی
- پشت سر هم
- چند بخشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serial" با ترجمه به فارسی
-
ترتیب · تسلسل · سریالسازی شئ
-
بدفعات · بطور مسلسل · بطورردیف · جزجز
-
آدمکشی زنجیرهای
-
نوبتی کننده · پیاپی ساز
-
درگاه سری · درگاه سریال
-
(به ویژه فیلم و داستان و نمایش) دنباله دار کردن · سریال کردن · چند بخشی کردن
-
(موسیقی) روش تصنیف دوازده آهنگی یا دوازده دانگی · سریالیسم
-
سریال · نشریه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن