ترجمه "serialism" به فارسی
سریالیسم, (موسیقی) روش تصنیف دوازده آهنگی یا دوازده دانگی بهترین ترجمه های "serialism" به فارسی هستند.
serialism
noun
دستور زبان
(music) Music, especially from the 20th century, in which themes are based on a definite order of notes of an equal-tempered scale. [..]
-
سریالیسم
musical method or technique of composition
-
(موسیقی) روش تصنیف دوازده آهنگی یا دوازده دانگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serialism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serialism" با ترجمه به فارسی
-
ترتیب · تسلسل · سریالسازی شئ
-
بدفعات · بطور مسلسل · بطورردیف · جزجز
-
آدمکشی زنجیرهای
-
نوبتی کننده · پیاپی ساز
-
درگاه سری · درگاه سریال
-
(به ویژه فیلم و داستان و نمایش) دنباله دار کردن · سریال کردن · چند بخشی کردن
-
سریال · نشریه
-
(داستان یا فیلم یا نمایش تلویزیون و غیره) دنباله دار · بسایند · بسمار · تابع · ترتیبی · تسلسلی · رشته سان · زنجیره · زنجیروار · سریال · فصلنامه · ماهنامه · متعدد · متوالی · مسلسل · منتج · مکرر · نشریه · نشریه ی گهگاهی · پرشمار · پشت سر هم · پیاپی · چند بخشی · چندباره · چندشبه · چندگانه · چندگاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن