ترجمه "setup" به فارسی
برپایی, برنامه, لوازم بهترین ترجمه های "setup" به فارسی هستند.
setup
noun
verb
دستور زبان
Equipment designed for a particular purpose; an apparatus. [..]
-
برپایی
nounDo you want to save changes before showing page setup?
میخواهید پیش از نمایش برپایی صفحه تغییرات را ذخیره کنید ؟
-
برنامه
nounIf you treat this like a setup, I'm gonna have no fun at all.
، اگه ميخواي که از قبل براش برنامه ريزي بکني. بايد بگم که اصلا حال نميکنم
-
لوازم
nounYou got a pretty sweet setup for a married man who's single.
براي يه مرد متاهل که مجرده ، لوازم باحالي داري.
-
ترجمه های کمتر
- وضعیت
- ماشین
- دستگاه
- سازمان
- گاوبندی
- الت
- تبانی
- هالو
- لیوان
- جزئیات
- اسباب
- ریخت
- ترتیب
- وضع
- قرار
- (آدم) گولو
- (برای مشروب الکلی) جام
- (عامیانه - هدف یا کار و غیره) آسان
- دام گستری
- روی شاخ
- زمینه چینی
- زود فراهم
- طرز ایستادن
- طرز قرارگیری
- مقدمه چینی
- گول خور
- گیلاس 5 - (عامیانه) مسابقه ی قلابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " setup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Setup
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Setup" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Setup در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "setup" با ترجمه به فارسی
-
برنامه نصب Windows
-
تنظیمات سرپرستی
-
تنظیم صفحه
-
تنظیم امضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن