ترجمه "shaveling" به فارسی

نوباوه, نوجوان, (کشیش یا راهب - تحقیر آمیز) سر تراشیده بهترین ترجمه های "shaveling" به فارسی هستند.

shaveling noun دستور زبان

Someone with all or part of their head shaved, notably a tonsured clergyman; often used as a derogatory comment directed at priests or monks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوباوه

  • نوجوان

    noun
  • (کشیش یا راهب - تحقیر آمیز) سر تراشیده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shaveling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "shaveling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه