ترجمه "shaven" به فارسی
اصلاح شده, تراشیده, زده بهترین ترجمه های "shaven" به فارسی هستند.
shaven
adjective
verb
Having been shaved. [..]
-
اصلاح شده
-
تراشیده
The two first were convicts with shaven heads.
دو نفری که در اول صف ایستاده بودند زندانیان سر تراشیده بودند.
-
زده
-
زمان گذشته ی فعل : shave
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shaven " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shaven
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shaven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shaven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "shaven" با ترجمه به فارسی
-
از ته تراشیده · بدون ریش و سبیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن