ترجمه "shin" به فارسی

ساق, (الفبای عبری و عربی و فارسی و غیره) شین, (بخش جلو پا از زانو تا قوزک) قلم پا بهترین ترجمه های "shin" به فارسی هستند.

shin verb noun دستور زبان

The front part of the leg below the knee; the front edge of the shin bone; the lower part of the leg; the shank. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساق

    In the scabs of the sores on Chacko's shins that he constantly worried.

    در دلمههای خون روی زخمهای ساق پای چاک و که مدام نگران آنها بود.

  • (الفبای عبری و عربی و فارسی و غیره) شین

  • (بخش جلو پا از زانو تا قوزک) قلم پا

  • ترجمه های کمتر

    • (قصابی) گوشت قلم
    • (معمولا با up- از طناب یا درخت و غیره) چهار دست و پا بالا رفتن
    • به قلم پا لگد زدن
    • درشت نی
    • رجوع شود به tibia
    • ساق پا
    • ش
    • قلم پای گاو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shin proper

A river in Scotland, in the Highlands [..]

+ اضافه کردن

"Shin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "shin"

عباراتی شبیه به "shin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه