ترجمه "shorthanded" به فارسی

دارای دست کوتاه, فاقد کارگر کافی بهترین ترجمه های "shorthanded" به فارسی هستند.

shorthanded adjective adverb دستور زبان

Lacking sufficient staff or people, as for normal or efficient operations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای دست کوتاه

  • فاقد کارگر کافی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shorthanded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shorthanded" با ترجمه به فارسی

  • تند نویسی · تندنوشته · تندنویسی · تندنویسی شده · میان بر · کوتاه نویسی
  • محرر
اضافه کردن

ترجمه های "shorthanded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه