ترجمه "shove" به فارسی

هل دادن, هل, چپاندن بهترین ترجمه های "shove" به فارسی هستند.

shove verb noun دستور زبان

To push, especially roughly or with force [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هل دادن

    Verb

    And shoving her best friend onto a truck.

    و بهترين دوستش رو هل دادن توي کاميون.

  • هل

    noun

    His hand shoved against mine with crushing force, but it wasn't unpleasant.

    دست او با نیرویی نابود گر دست مرا هل میداد، اما ناخوشایند نبود.

  • چپاندن

  • ترجمه های کمتر

    • (با فشار) عقب زدن
    • با فشار داخل کردن
    • تنه زدن
    • عقب رانی
    • پرتاب کردن
    • پس راندن
    • پس رانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "shove" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه