ترجمه "shout" به فارسی
فریاد کردن, فریاد, دادزدن بهترین ترجمه های "shout" به فارسی هستند.
A loud burst of voice or voices; a vehement and sudden outcry, especially of a multitudes expressing joy, triumph, exultation, or animated courage. [..]
-
فریاد کردن
verbto utter a sudden and loud outcry
You won't kill the truth with your fist! shouted Rybin, drawing on him.
ری بین بط رف او آمده فریاد کرد حقیقت با مشت کشته نمی شه!
-
فریاد
nouna loud burst of voice
He began to shout.
او شروع به فریاد کشیدن کرد.
-
دادزدن
verbCome on, that little outburst there, shouting in your sleep, leg tremors.
بیخیال ، اون جا جوش اوردی دادزدن تو خواب ، لرزیدن پا
-
ترجمه های کمتر
- بانگ زدن
- فریاد زدن
- داد
- بانگ
- خروش
- جار
- فغان
- غریو
- جیغزدن
- خروشیدن
- حراج
- (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار
- جار زدن
- خروش برآوردن
- داد زدن
- دادو بیداد
- فحاشی کردن به
- نعره کشیدن
- هوار کشیدن
- چنگ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Shout" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shout در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "shout"
عباراتی شبیه به "shout" با ترجمه به فارسی
-
نعره کشیدن