ترجمه "shoulders" به فارسی
شانهها, شانهها (گوشت) بهترین ترجمه های "shoulders" به فارسی هستند.
shoulders
verb
noun
Plural form of shoulder. [..]
-
شانهها
She screamed and fell unconscious on his shoulder.
شاهزاده خانم فریادی کشید و بیهوش روی شانه او افتاد.
-
شانهها (گوشت)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shoulders " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shoulders
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shoulders" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shoulders در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "shoulders" با ترجمه به فارسی
-
پیش فنگ
-
(تسمه برای حمل دوربین و غیره روی شانه) دوش آویز · بند پیراهن (که مثل بند شلوار پیراهن را نگه می دارد) · تسمه · سردوشی · شانه آویز
-
بی محابا · بی پرده · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · نیرومند · پرحرف
-
(کالبدشناسی) استخوان کتف (رجوع شود به scapula) · استخوان بازو · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا · استخوان مچ · استخوان مچ پا · استخوان نازكني · استخوان کتف · استخوانهاي بند انگشت · استخوانهای اندام حرکتی · راديوس · كشكك · مفصل شانه · کتف
-
دارای شانه های افتاده
-
نشانگان گیرافتادگی شانه
-
وانگای شانهسرخ
-
(معمولا با: the) بی اعتنایی · بی اعتنایی کردن · بی محلی کردن به · پهن و کوتاه · کم محلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن