ترجمه "sift" به فارسی

بیختن, الک کردن, (از سرند یا صافی) رد شدن بهترین ترجمه های "sift" به فارسی هستند.

sift verb دستور زبان

To sieve or strain (something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیختن

    verb

    to sieve or strain (something)

  • الک کردن

    verb

    Maxwell said in 1982: “Much sifting will occur because of lapses in righteous behavior which go unrepented of.

    مکسول در سال ١٩۸٢ گفت: 'بیشتر الک کردن بخاطر کمبود رفتار پرهیزکارانه بدون توبه اتّفاق خواهد افتاد.

  • (از سرند یا صافی) رد شدن

  • ترجمه های کمتر

    • (سرند کردن و) پاشیدن
    • (مجازی) حلاجی کردن
    • از صافی گذراندن
    • بررسی و گزینش کردن
    • بیرون یا درون ریختن
    • جدا کردن
    • سبک سنگین کردن
    • سرند کردن
    • سوا کردن
    • غربال کردن
    • متمایز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sift " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sift
+ اضافه کردن

"Sift" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sift در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sift" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sift" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه