ترجمه "sifting" به فارسی
الککردن ترجمه "sifting" به فارسی است.
sifting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of sift. [..]
-
الککردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sifting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sifting" با ترجمه به فارسی
-
(از سرند یا صافی) رد شدن · (سرند کردن و) پاشیدن · (مجازی) حلاجی کردن · از صافی گذراندن · الک کردن · بررسی و گزینش کردن · بیختن · بیرون یا درون ریختن · جدا کردن · سبک سنگین کردن · سرند کردن · سوا کردن · غربال کردن · متمایز کردن
-
از سرند افتاده · باقیمانده · هر چیز سرند شده · پاشیده
-
(از سرند یا صافی) رد شدن · (سرند کردن و) پاشیدن · (مجازی) حلاجی کردن · از صافی گذراندن · الک کردن · بررسی و گزینش کردن · بیختن · بیرون یا درون ریختن · جدا کردن · سبک سنگین کردن · سرند کردن · سوا کردن · غربال کردن · متمایز کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن