ترجمه "siftings" به فارسی

باقیمانده, پاشیده, از سرند افتاده بهترین ترجمه های "siftings" به فارسی هستند.

siftings noun

plural of [i]sifting[/i]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باقیمانده

  • پاشیده

    The light was sifting rapidly over the land.

    روشنایی به سرعت بر دشت پاشیده میشد

  • از سرند افتاده

  • هر چیز سرند شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siftings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "siftings" با ترجمه به فارسی

  • (از سرند یا صافی) رد شدن · (سرند کردن و) پاشیدن · (مجازی) حلاجی کردن · از صافی گذراندن · الک کردن · بررسی و گزینش کردن · بیختن · بیرون یا درون ریختن · جدا کردن · سبک سنگین کردن · سرند کردن · سوا کردن · غربال کردن · متمایز کردن
  • الککردن
  • الککردن
  • الککردن
  • الککردن
  • الککردن
  • الککردن
  • (از سرند یا صافی) رد شدن · (سرند کردن و) پاشیدن · (مجازی) حلاجی کردن · از صافی گذراندن · الک کردن · بررسی و گزینش کردن · بیختن · بیرون یا درون ریختن · جدا کردن · سبک سنگین کردن · سرند کردن · سوا کردن · غربال کردن · متمایز کردن
اضافه کردن

ترجمه های "siftings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه