ترجمه "signaler" به فارسی
علامت دهنده ترجمه "signaler" به فارسی است.
signaler
noun
دستور زبان
One who signals. [..]
-
علامت دهنده
They act as a signaling molecule in skin.
اون مثل يه مولکول علامت دهنده در سطح پوست عمل ميکنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signaler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "signaler" با ترجمه به فارسی
-
سیگنالینگ راه آهن
-
سیگنال زمان
-
سیگنال پیوسته
-
محصول
-
پردازش سیگنال دیجیتال
-
به طور چشمگیر · به وضوح
-
شبتاب رنگین · مشعل وری · پرتابه ی منور که با تپانچه ی ویژه پرتاب می کنند
-
کندک مخابره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن