ترجمه "signaling" به فارسی
علامت دهی ترجمه "signaling" به فارسی است.
signaling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of signal. [..]
-
علامت دهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signaling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "signaling" با ترجمه به فارسی
-
سیگنالینگ راه آهن
-
سیگنال زمان
-
سیگنال پیوسته
-
محصول
-
پردازش سیگنال دیجیتال
-
به طور چشمگیر · به وضوح
-
علامت دهنده
-
شبتاب رنگین · مشعل وری · پرتابه ی منور که با تپانچه ی ویژه پرتاب می کنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن