ترجمه "signalize" به فارسی
آگاهی دادن, اعلام کردن, برجسته کردن بهترین ترجمه های "signalize" به فارسی هستند.
signalize
verb
دستور زبان
(humorous or nonstandard) To make something noticeable, different, remarkable or conspicuous, especially by gesticulation. [..]
-
آگاهی دادن
-
اعلام کردن
verbThen the bell rang up at the castle, signaling the end of the lesson.
همان وقت صدای زنگ از سوی قلعه به گوش رسید و پایان ساعت درسی را اعلام کرد.
-
برجسته کردن
-
ترجمه های کمتر
- خبر دادن
- قابل توجه کردن
- چشمگیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "signalize" با ترجمه به فارسی
-
سیگنالینگ راه آهن
-
سیگنال زمان
-
سیگنال پیوسته
-
محصول
-
پردازش سیگنال دیجیتال
-
به طور چشمگیر · به وضوح
-
علامت دهنده
-
شبتاب رنگین · مشعل وری · پرتابه ی منور که با تپانچه ی ویژه پرتاب می کنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن