ترجمه "simulacrum" به فارسی

تمثال, شبح, تصویر بهترین ترجمه های "simulacrum" به فارسی هستند.

simulacrum noun دستور زبان

An image or representation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمثال

    noun
  • شبح

    noun
  • تصویر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فرتور
    • مانسته
    • وانمودگر
    • ریاکاری
    • پیکر
    • تظاهر
    • وانمود
    • تصویر خیالی یا مبهم
    • صورت خیالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " simulacrum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "simulacrum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه