ترجمه "simulant" به فارسی
وانمودگرانه, رجوع شود به simulator, وانمود گر بهترین ترجمه های "simulant" به فارسی هستند.
simulant
noun
دستور زبان
Something that simulates something else such as, for example, a gemstone. [..]
-
وانمودگرانه
-
رجوع شود به simulator
-
وانمود گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simulant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "simulant" با ترجمه به فارسی
-
مدلهای شبیهسازی
-
شبیهساز پرواز
-
(به ویژه با کامپیوتر) همگون سازی · تظاهر · تقلید · جعل · شبیه سازی · شبیهسازی · مانستگری · وانمود · کامپیوتری
-
تقلیدی · دارای شباهت ظاهری · صوری · وانمودی
-
فنون تحریک سیرابی
-
شبیهسازی کامپیوتری · کامپیوتری
-
شبیهساز فضایی
-
باران شبیهسازیشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن