ترجمه "simulate" به فارسی

تظاهر کردن, مانستن, وانمودین بهترین ترجمه های "simulate" به فارسی هستند.

simulate adjective verb دستور زبان

To model, replicate, duplicate the behavior, appearance or properties of [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تظاهر کردن

    verb
  • مانستن

    verb
  • وانمودین

  • ترجمه های کمتر

    • تظاهری
    • نمایاندن
    • ساختگی
    • (قدیمی) مصنوعی
    • شباهت داشتن به
    • همگون کردن
    • وانمود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " simulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "simulate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "simulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه