ترجمه "sitter" به فارسی

(انسان یا حیوان یا چیز) نشیننده, رجوع شود به baby sitter, مرغ کرچ بهترین ترجمه های "sitter" به فارسی هستند.

sitter noun دستور زبان

Someone who sits e.g. for a portrait. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (انسان یا حیوان یا چیز) نشیننده

  • رجوع شود به baby sitter

  • مرغ کرچ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sitter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sitter noun

Dutch astronomer who calculated the size of the universe and suggested that it is expanding (1872-1934)

+ اضافه کردن

"Sitter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sitter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sitter" با ترجمه به فارسی

  • دایه · لله · هچب زا یهجو تفایرد لباقم رد هک یسک( رتیس یبیب)دنکیم یرادهگن · کسی که در غیاب والدین (معمولا برای چند ساعت) از بچه توجه می کند
  • parastāre batsche
اضافه کردن

ترجمه های "sitter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه