ترجمه "skilled" به فارسی

ماهر, کاردان, حاذق بهترین ترجمه های "skilled" به فارسی هستند.

skilled adjective verb دستور زبان

Having or showing skill; skilful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهر

    adjective

    My guess is your mother hired someone very skilled to protect you.

    هدس من اينه که مادرت واسه محافظت از تو يکي که خيلي ماهر بوده رو استخدام کرده.

  • کاردان

    adjective

    Diligent, skillful workers are often highly valued by their employers.

    کارفرمایان اغلب برای کارمند یا کارگری کوشا و کاردان ارزش فراوان قائلند.

  • حاذق

    Mrs.Churchill had been recommended to the medical skill of an eminent person there

    به خانم چرچیل توصیه شده بود آنجا زیر نظر یک پزشک حاذق قرار بگیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • زبردست
    • مجرب
    • مستلزم مهارت
    • چیره دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skilled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Skilled
+ اضافه کردن

"Skilled" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Skilled در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "skilled" با ترجمه به فارسی

  • نیروی کار متخصص
  • کارگر نیمه ماهر
  • (قدیمی) اهمیت داشتن · (مهجور) دانش · اتمام · اجرا · اروین · استادی · اطلاع · انجام · به درد خوردن · توانایی · توانمندی · حصول · دانش · درایت · زبردستی · سررشته · صنعتگری · علم · علوم · فراگیری · فضیلت · فهم · قدرت · مهارت · نیل · هنر · هنرمندی · ورزیدگی · چیره دستی · کمال · ینادراك
  • کار نیمه ماهرانه
  • کارمند مجرب
  • مهارت انسانی
  • نیروی کار ماهر
  • مهارت های انسانی
اضافه کردن

ترجمه های "skilled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه