ترجمه "Skill" به فارسی
مهارت, مهارت, اروین بهترین ترجمه های "Skill" به فارسی هستند.
Skill
-
مهارت
If you can't impress them with skill, impress them with idiocy.
اگر نمیتوانی با مهارت آنها را تحت تأثیر قرار دهی، با حماقت تحت تأثیرشان قرار ده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Skill " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
skill
adjective
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To set apart; separate. [..]
-
مهارت
nouncapacity to do something well
If you can't impress them with skill, impress them with idiocy.
اگر نمیتوانی با مهارت آنها را تحت تأثیر قرار دهی، با حماقت تحت تأثیرشان قرار ده.
-
اروین
capacity to do something well
-
زبردستی
nounwho thought themselves well entertained with my skill and agility.
آنان از زبردستی و چالاکی من لذت میبردند.
-
ترجمه های کمتر
- دانش
- سررشته
- اطلاع
- علم
- توانمندی
- چیره دستی
- توانایی
- هنر
- استادی
- درایت
- انجام
- قدرت
- فراگیری
- هنرمندی
- ورزیدگی
- علوم
- صنعتگری
- ینادراك
- فضیلت
- حصول
- نیل
- اتمام
- کمال
- اجرا
- فهم
- (قدیمی) اهمیت داشتن
- (مهجور) دانش
- به درد خوردن
عباراتی شبیه به "Skill" با ترجمه به فارسی
-
نیروی کار متخصص
-
کارگر نیمه ماهر
-
کار نیمه ماهرانه
-
کارمند مجرب
-
مهارت انسانی
-
نیروی کار ماهر
-
مهارت های انسانی
-
)نادراک( صصختم راتسرپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن