ترجمه "skilful" به فارسی

ماهر, کاردان, استاد بهترین ترجمه های "skilful" به فارسی هستند.

skilful adjective دستور زبان

possessing skill, skilled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهر

    adjective

    I took a skilful young man of that calling, one Robert Purefoy, into my ship.

    با این همه جوانی موسوم به رابرت پیورفوی را که در ین فن ماهر بود در کشتی خود نشاندم و همراه بردم.

  • کاردان

    adjective
  • استاد

    adjective

    He grew very skilful in slipping out of the hospital unseen.

    در دزدکی در رفتن از بیمارستان استاد شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • متخصص
    • کارشناس
    • خبره
    • رجوع شود به skillful
    • زبر دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skilful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Skilful
+ اضافه کردن

"Skilful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Skilful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "skilful" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skilful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه