ترجمه "skiing" به فارسی

اسکی, اسکی بازی بهترین ترجمه های "skiing" به فارسی هستند.

skiing noun verb دستور زبان

Present participle of ski. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکی

    adjective noun

    recreational activity and sport using skis

    Tom got his neck broken in a ski accident.

    گردن تام به هنگام اسکی بازی شکسته شد.

  • اسکی بازی

    noun

    Tom got his neck broken in a ski accident.

    گردن تام به هنگام اسکی بازی شکسته شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skiing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "skiing"

عباراتی شبیه به "skiing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skiing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه