ترجمه "skilfulness" به فارسی

استادی, زبردستی بهترین ترجمه های "skilfulness" به فارسی هستند.

skilfulness noun دستور زبان

The state or condition of being skilful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استادی

    noun
  • زبردستی

    He worked when he felt so disposed, capriciously, though he was very skilful.

    و به دلخواه خود، به نحوی بلهوسانه ولی با زبردستی، کار میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skilfulness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skilfulness" با ترجمه به فارسی

  • استاد · خبره · رجوع شود به skillful · زبر دست · ماهر · متخصص · کاردان · کارشناس
اضافه کردن

ترجمه های "skilfulness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه