ترجمه "skinhead" به فارسی
کچل, سرتراشیده, چاقوکش بهترین ترجمه های "skinhead" به فارسی هستند.
skinhead
noun
دستور زبان
Someone with a shaved head. [..]
-
کچل
adjective nounBut I have an informant, a skinhead in a gang.
ولی من یه خبرچین دارم. یه کچل تو یه گروه.
-
سرتراشیده
-
چاقوکش
-
ترجمه های کمتر
- (خودمانی)
- رذل نژاد پرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skinhead " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skinhead"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن