ترجمه "skinless" به فارسی

بی روکش, بی پوست, پوست کنده بهترین ترجمه های "skinless" به فارسی هستند.

skinless adjective دستور زبان

Not having an outer layer of skin or skin like material or with such a layer removed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی روکش

  • بی پوست

  • پوست کنده

    Or a giant skinless goat.

    يا يه بز گنده ي پوست کنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skinless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skinless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه