ترجمه "slang" به فارسی
مكالمه, اصطلاحات مخصوص يک گروه, زبان عاميانه بهترین ترجمه های "slang" به فارسی هستند.
slang
verb
noun
دستور زبان
Language outside of conventional usage. [..]
-
مكالمه
-
اصطلاحات مخصوص يک گروه
-
زبان عاميانه
" The Slang That Kills. " Look it.
زبان عاميانه که آدمو ضايع ميکنه
-
ترجمه های کمتر
- سخن دست و پا شكسته
- محلی
- زبانگونهها
- لوترا
- بلعیدن
- (در اصل) زبان زرگری (به ویژه زبان تبهکاران و ولگردان)
- (زبان) خودمانی (در این فرهنگ واژه های slang با واژه ی ((خودمانی)) و واژه های colloquial با واژه ی ((عامیانه)) مشخص شده اند)
- (قدیمی) زمان گذشته ی : sling
- اصطلاح عامیانه
- بد دهانی کردن
- حریصانه خوردن
- دست انداختن
- رجوع شود به argot
- رجوع شود به jargon
- زبان عامیانه
- زبان لات ها
- زبان لاتی
- فحاشی کردن
- لهجه خاص
- واژه ی خودمانی به کار بردن
- واژه ی دشنام مانند یا زننده به کار بردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slang" با ترجمه به فارسی
-
اصطلاح عامیانه
-
اصطلاح عامیانه
-
Jargon file
اضافه کردن مثال
اضافه کردن