ترجمه "slantwise" به فارسی
اریب, مورب, اریب دار بهترین ترجمه های "slantwise" به فارسی هستند.
slantwise
adjective
adverb
دستور زبان
diagonal, in a direction or orientation between cardinal axes [..]
-
اریب
He sat slantwise. It must have been due to his position that his right shoulder was higher than his left.
اریب نشسته بود و شاید بدین جهت بود که شانهءراستش بلندتر از شانهٔ چپ مینمود...
-
مورب
-
اریب دار
-
ترجمه های کمتر
- به طور شیب دار
- شیب دار
- یک وری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slantwise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن