ترجمه "slatternly" به فارسی

شلخته, نامرتب, بد لباس بهترین ترجمه های "slatternly" به فارسی هستند.

slatternly adjective adverb دستور زبان

Appropriate to or characteristic of a slattern. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلخته

    She wore a slatternly blouse and no corsets.

    آن زن پیراهنی شلخته بر تن داشت و بی سینه بند بود.

  • نامرتب

  • بد لباس

  • شلخته وار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slatternly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slatternly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slatternly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه