ترجمه "slatted" به فارسی

باریکه باریکه, ساخته شده از تکه های باریک بهترین ترجمه های "slatted" به فارسی هستند.

slatted adjective verb

Of or pertaining to a slat; having slats. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باریکه باریکه

  • ساخته شده از تکه های باریک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slatted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slatted" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی - جمع) دنده ها · (انگلیس - عامیانه) محکم پراندن · (انگلیس - محلی) ضربه ی شدید · (مانند بادبان در باد شدید) کشیده شدن و صدا کردن · (چوب یا پلاستیک و غیره) تکه ی پهن و نازک · زدن · شکافتن · ضربه زدن · لاته · محکم پرتاب کردن · واخوردن و صدا کردن · پره · پره دار کردن (مثلا پرده ی کرکره را) · چوب مداد · کفل
  • پره ها · پهنه ها (رجوع شود به slat)
  • کفهای نردهای
  • دامپروري كفنردهشده
اضافه کردن

ترجمه های "slatted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه