ترجمه "slating" به فارسی
بامپوش, بامپوشی, پهنک بهترین ترجمه های "slating" به فارسی هستند.
slating
noun
verb
دستور زبان
Present participle of slate. [..]
-
بامپوش
-
بامپوشی
-
پهنک
-
ترجمه های کمتر
- پوشاندن بام (با کالار یا پهنک)
- کالار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slating" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - خودمانی) · (نام نامزدهای انتخاباتی یا مشاغل سیاسی و غیره را) در فهرست گذاشتن (به صورت فهرست) اعلام کردن · (هر یک از تکه های سفالی یا سنگی و غیره که به جای شیروانی پهلوی هم در بام قرارمی دهند) پرنیخ · اسلیت · انتخاب کردن · با سنگ لوح (یا پلمه یا بامپوش و غیره) پوشاندن · بامپوش · برنامه ریزی کردن · برگزیدن · تخته سنگ · خاکستری مایل به آبی (رنگ سنگ لوح) (slate blue هم می گویند) · سخت تنبیه کردن · سخت سرزنش کردن · سفال بام · سنگ لوح · سنگ متورق · شلاق زدن · فهرست نامزدهای انتخاباتی · قرار گذاشتن · نامزدنامه · پلمه · پلمه سنگ · پهنک · کالار
-
پشهگیر گلوسنگی
-
(انگلیس - خودمانی) · (نام نامزدهای انتخاباتی یا مشاغل سیاسی و غیره را) در فهرست گذاشتن (به صورت فهرست) اعلام کردن · (هر یک از تکه های سفالی یا سنگی و غیره که به جای شیروانی پهلوی هم در بام قرارمی دهند) پرنیخ · اسلیت · انتخاب کردن · با سنگ لوح (یا پلمه یا بامپوش و غیره) پوشاندن · بامپوش · برنامه ریزی کردن · برگزیدن · تخته سنگ · خاکستری مایل به آبی (رنگ سنگ لوح) (slate blue هم می گویند) · سخت تنبیه کردن · سخت سرزنش کردن · سفال بام · سنگ لوح · سنگ متورق · شلاق زدن · فهرست نامزدهای انتخاباتی · قرار گذاشتن · نامزدنامه · پلمه · پلمه سنگ · پهنک · کالار
-
(انگلیس - خودمانی) · (نام نامزدهای انتخاباتی یا مشاغل سیاسی و غیره را) در فهرست گذاشتن (به صورت فهرست) اعلام کردن · (هر یک از تکه های سفالی یا سنگی و غیره که به جای شیروانی پهلوی هم در بام قرارمی دهند) پرنیخ · اسلیت · انتخاب کردن · با سنگ لوح (یا پلمه یا بامپوش و غیره) پوشاندن · بامپوش · برنامه ریزی کردن · برگزیدن · تخته سنگ · خاکستری مایل به آبی (رنگ سنگ لوح) (slate blue هم می گویند) · سخت تنبیه کردن · سخت سرزنش کردن · سفال بام · سنگ لوح · سنگ متورق · شلاق زدن · فهرست نامزدهای انتخاباتی · قرار گذاشتن · نامزدنامه · پلمه · پلمه سنگ · پهنک · کالار
-
(انگلیس - خودمانی) · (نام نامزدهای انتخاباتی یا مشاغل سیاسی و غیره را) در فهرست گذاشتن (به صورت فهرست) اعلام کردن · (هر یک از تکه های سفالی یا سنگی و غیره که به جای شیروانی پهلوی هم در بام قرارمی دهند) پرنیخ · اسلیت · انتخاب کردن · با سنگ لوح (یا پلمه یا بامپوش و غیره) پوشاندن · بامپوش · برنامه ریزی کردن · برگزیدن · تخته سنگ · خاکستری مایل به آبی (رنگ سنگ لوح) (slate blue هم می گویند) · سخت تنبیه کردن · سخت سرزنش کردن · سفال بام · سنگ لوح · سنگ متورق · شلاق زدن · فهرست نامزدهای انتخاباتی · قرار گذاشتن · نامزدنامه · پلمه · پلمه سنگ · پهنک · کالار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن