ترجمه "slatey" به فارسی

باریکه باریکه, تکه تکه, شبیه سنگ لوح بهترین ترجمه های "slatey" به فارسی هستند.

slatey adjective دستور زبان

Alternative form of [i]slaty[/i] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باریکه باریکه

  • تکه تکه

    The sky was slatey grey.

    آسمان، تکه تکه خاکستری بود.

  • شبیه سنگ لوح

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slatey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "slatey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه