ترجمه "slatternliness" به فارسی
شلختگی, پچلی بهترین ترجمه های "slatternliness" به فارسی هستند.
slatternliness
noun
دستور زبان
The condition of being slatternly, or of being a slattern [..]
-
شلختگی
and his collar, three or four sizes too large, added to the slatternliness of his appearance.
و یقهاش که دو یا سه شماره گشادتر بود به شلختگی ظاهرش افزوده بود.
-
پچلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slatternliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slatternliness" با ترجمه به فارسی
-
بد لباس · شلخته · شلخته وار · نامرتب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن