ترجمه "slicing" به فارسی

برش, برشدادن, قاچ کردن بهترین ترجمه های "slicing" به فارسی هستند.

slicing noun verb دستور زبان

The action of the verb to slice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برش

    noun

    We're going through slices through my head like that.

    یه سری برش از مغز من داریم مثل اون.

  • برشدادن

  • قاچ کردن

  • لایه لایه شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slicing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slicing" با ترجمه به فارسی

  • آله · باریکه · بخش · بخش کردن · برش · بریدن · بریده · برین · تقسیم کردن · تیکه · حصه کردن · سهم · سهم دادن · شکافتن · قاچ · قاچ کردن · قسمت · قطعه · لاهوره · لایه لایه کردن · لزگه · لشکه · لغزه · مقاربت جنسی · ورقه ورقه کردن · چلک · کاردک · کرچ · کفچه · کفگیرک · گرچ · گوه
  • برشی از زندگی
  • (در بخاری یا کوره ی زغالی) میل زغال به هم زن · میله
  • آله · باریکه · بخش · بخش کردن · برش · بریدن · بریده · برین · تقسیم کردن · تیکه · حصه کردن · سهم · سهم دادن · شکافتن · قاچ · قاچ کردن · قسمت · قطعه · لاهوره · لایه لایه کردن · لزگه · لشکه · لغزه · مقاربت جنسی · ورقه ورقه کردن · چلک · کاردک · کرچ · کفچه · کفگیرک · گرچ · گوه
  • آله · باریکه · بخش · بخش کردن · برش · بریدن · بریده · برین · تقسیم کردن · تیکه · حصه کردن · سهم · سهم دادن · شکافتن · قاچ · قاچ کردن · قسمت · قطعه · لاهوره · لایه لایه کردن · لزگه · لشکه · لغزه · مقاربت جنسی · ورقه ورقه کردن · چلک · کاردک · کرچ · کفچه · کفگیرک · گرچ · گوه
  • آله · باریکه · بخش · بخش کردن · برش · بریدن · بریده · برین · تقسیم کردن · تیکه · حصه کردن · سهم · سهم دادن · شکافتن · قاچ · قاچ کردن · قسمت · قطعه · لاهوره · لایه لایه کردن · لزگه · لشکه · لغزه · مقاربت جنسی · ورقه ورقه کردن · چلک · کاردک · کرچ · کفچه · کفگیرک · گرچ · گوه
  • آله · باریکه · بخش · بخش کردن · برش · بریدن · بریده · برین · تقسیم کردن · تیکه · حصه کردن · سهم · سهم دادن · شکافتن · قاچ · قاچ کردن · قسمت · قطعه · لاهوره · لایه لایه کردن · لزگه · لشکه · لغزه · مقاربت جنسی · ورقه ورقه کردن · چلک · کاردک · کرچ · کفچه · کفگیرک · گرچ · گوه
اضافه کردن

ترجمه های "slicing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه