ترجمه "slick" به فارسی
ماهر, چرب, نرم بهترین ترجمه های "slick" به فارسی هستند.
Slippery due to a covering of liquid; often used to describe appearances. [..]
-
ماهر
adjective -
چرب
adjectiveand if it hadn't been for Ashley's slick tongue, they'd have spent Christmas in jail.
و اگه به خاطر زبون چرب و نرم اشلی نبود کریسمس رو تو زندان بودن.
-
نرم
adjectiveDid you give it a slick code name?
آیا شما آن را یک نام کد نرم و صاف می دهد ؟
-
ترجمه های کمتر
- زرنگ
- لیز
- صیقلی
- زبل
- سر
- تردست
- تردستانه
- زرنگانه
- فرهیخته
- ابریشمی
- مزور
- لغزان
- ناقلا
- آراستن
- موذی
- گیرا
- فریبنده
- معرکه
- خوشایند
- (روی آب) لکه
- (سطح جاده) لکه ی چرب ولیز
- (عامیانه - معمولا با: up) مرتب و منظم کردن
- (عامیانه) دارای سبک خوب ولی محتوای کم
- (عامیانه) مجله ی پر زرق و برق (که روی کاغذ جلا دار چاپ می شود) 2
- (قدیمی - خودمانی) عالی
- با ابتکار
- با مهارت
- با هنر
- تر و تمیز کردن
- ترفند آمیز
- حیله آمیز
- حیله گر
- خدعه آمیز
- خوش ظاهر وبی باطن
- روباه صفت
- زبان باز
- شیطنت آمیز
- شیک کردن
- صاف و براق
- صاف و براق کردن
- صیقلی کردن
- غلط انداز
- لکه ی چربی 0
- لیز کردن (رجوع شود به sleek)
- لیزگاه 1
- ماهرانه 3
- نیرنگ آمیز
- پر تزویر
- پر حیله
- چرب زبان
- چرب و نرم
- یا زبر دستی
- یکدست کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slick " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A term of address, generally applied to males, possibly including strangers, implying that the person addressed is slick in the sense of "sophisticated", but often used sarcastically. [..]
"Slick" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Slick در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "slick" با ترجمه به فارسی
-
یکدست کردن
-
لکه ی نفت (شناور روی آب دریا یا رودخانه) · نفت شناور