ترجمه "slightness" به فارسی

باریکی, کمی بهترین ترجمه های "slightness" به فارسی هستند.

slightness noun دستور زبان

The property of being slight, smallness, petiteness [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باریکی

  • کمی

    noun

    The old man fixed his scrutinizing gaze with slight astonishment on Morrel

    پیر نظر خود را با کمی تعجب به مو رل افکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slightness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slightness" با ترجمه به فارسی

  • اندک · اهمال کردن · اهمیت ندادن · باریک اندام · بد انجام دادن · تحقیر · توهین · توهین کردن · خردک، ناچیز · خفیف · خفیف شمردن · خوار سازی · خوار شماری · خوار کردن · رد · ریزه · ریزه اندام · زود آسیب · زود بیمار · سبک · سردستی · سست · سهل انگاری کردن · ضعیف · لاغر · مطابق شان کسی با او رفتار نکردن · نازک · ناچیز · ناچیز شمردن · نحیف · نزار · وقع ننهادن · کم · کم اهمیت · کم توان · کم زور · کم محلی · کم محلی کردن · کم وزن · کوچک
  • توهین آمیز · حاکی از کم محلی · خوار کننده
  • اشاره
  • توهین آمیز · حاکی از کم محلی · خوار کننده
  • اندک · اهمال کردن · اهمیت ندادن · باریک اندام · بد انجام دادن · تحقیر · توهین · توهین کردن · خردک، ناچیز · خفیف · خفیف شمردن · خوار سازی · خوار شماری · خوار کردن · رد · ریزه · ریزه اندام · زود آسیب · زود بیمار · سبک · سردستی · سست · سهل انگاری کردن · ضعیف · لاغر · مطابق شان کسی با او رفتار نکردن · نازک · ناچیز · ناچیز شمردن · نحیف · نزار · وقع ننهادن · کم · کم اهمیت · کم توان · کم زور · کم محلی · کم محلی کردن · کم وزن · کوچک
  • اندک · اهمال کردن · اهمیت ندادن · باریک اندام · بد انجام دادن · تحقیر · توهین · توهین کردن · خردک، ناچیز · خفیف · خفیف شمردن · خوار سازی · خوار شماری · خوار کردن · رد · ریزه · ریزه اندام · زود آسیب · زود بیمار · سبک · سردستی · سست · سهل انگاری کردن · ضعیف · لاغر · مطابق شان کسی با او رفتار نکردن · نازک · ناچیز · ناچیز شمردن · نحیف · نزار · وقع ننهادن · کم · کم اهمیت · کم توان · کم زور · کم محلی · کم محلی کردن · کم وزن · کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "slightness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه