ترجمه "slight" به فارسی
اندک, کوچک, کم بهترین ترجمه های "slight" به فارسی هستند.
slight
adjective
verb
noun
دستور زبان
Small, weak, or gentle; not decidedly marked; not forcible; inconsiderable; unimportant; insignificant; not severe. [..]
-
اندک
There was a slight smile on her lips.
لبخندی اندک بر لبان پرستار نقش بسته بود.
-
کوچک
adjectiveSlight inattention can cause a great disaster.
کوچک ترین بی توجهی ممکنه به فاجعه ختم بشه
-
کم
adjective pronoun nounShe gave a slight glance round the table, and applied herself to it.
دوشیزه فیرفاکس زیرچشمی نگاهی به همه طرف میز گرداند و خودش را با آن کم له مشغول کرد.
-
ترجمه های کمتر
- خفیف
- ناچیز
- توهین
- لاغر
- سبک
- تحقیر
- خردک، ناچیز
- نحیف
- ریزه
- رد
- ضعیف
- نازک
- سردستی
- نزار
- سست
- اهمال کردن
- اهمیت ندادن
- باریک اندام
- بد انجام دادن
- توهین کردن
- خفیف شمردن
- خوار سازی
- خوار شماری
- خوار کردن
- ریزه اندام
- زود آسیب
- زود بیمار
- سهل انگاری کردن
- مطابق شان کسی با او رفتار نکردن
- ناچیز شمردن
- وقع ننهادن
- کم اهمیت
- کم توان
- کم زور
- کم محلی
- کم محلی کردن
- کم وزن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slight" با ترجمه به فارسی
-
توهین آمیز · حاکی از کم محلی · خوار کننده
-
باریکی · کمی
-
اشاره
-
توهین آمیز · حاکی از کم محلی · خوار کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن