ترجمه "slim" به فارسی

لاغر, کم, نازک بهترین ترجمه های "slim" به فارسی هستند.

slim adjective verb noun دستور زبان

(of a person) Slender: thin in an attractive way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاغر

    adjective

    One of the boys was Buck, and the other was a slim young chap about nineteen years old.

    یکی از آنها باک بود و دومی یک جوانک لاغر استخوانی در حدود نوزده سال.

  • کم

    adjective pronoun noun

    I know my chances are slim, but I have to try!

    ميدونم که شانس کمي دارم! اما تلاش ميکنم !

  • نازک

    adjective

    She was so slim, so white, so eager!

    و این دختر چه نازک آرا بود، چه سپید بود، چه با حرارت بود!

  • ترجمه های کمتر

    • اندک
    • تنگ
    • نابسنده
    • معدود
    • قلیل
    • ناچیز
    • (به طور خوشایند) لاغر
    • باریک اندام
    • ترکه ای
    • لاغر کردن
    • لاغر کردن یا شدن
    • وزن کم کردن
    • کشیده اندام
    • کمر باریک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه