ترجمه "sliminess" به فارسی
لزجی, لزوجت, لیزی بهترین ترجمه های "sliminess" به فارسی هستند.
sliminess
noun
دستور زبان
The property of being slimy. [..]
-
لزجی
I've never seen that slimy thing before!
من تا الان چنین چیز لیز و لزجی ندیده بود!
-
لزوجت
-
لیزی
-
ترجمه های کمتر
- چاپلوسی
- چسبندگی
- نادرستی
- خاصیت گلی یا لجنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sliminess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sliminess" با ترجمه به فارسی
-
بدبخت · تنفرانگیز · زشت · زننده · سرد و چسبناک · لجن گرفته · لزج و سرد · لیز و سرد · لیزابه پوش · لیزایه · متنفر کننده · گلابه دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن