ترجمه "slimy" به فارسی

زشت, تنفرانگیز, لیزایه بهترین ترجمه های "slimy" به فارسی هستند.

slimy adjective noun دستور زبان

Of or pertaining to, resembling, of the nature of, covered or daubed with, yielding, abounding in slime; viscous; glutinous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زشت

    adjective
  • تنفرانگیز

  • لیزایه

  • ترجمه های کمتر

    • زننده
    • بدبخت
    • سرد و چسبناک
    • لجن گرفته
    • لزج و سرد
    • لیز و سرد
    • لیزابه پوش
    • متنفر کننده
    • گلابه دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slimy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slimy" با ترجمه به فارسی

  • خاصیت گلی یا لجنی · لزجی · لزوجت · لیزی · نادرستی · چاپلوسی · چسبندگی
اضافه کردن

ترجمه های "slimy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه