ترجمه "slimness" به فارسی
باریکی, سستی, کمی بهترین ترجمه های "slimness" به فارسی هستند.
slimness
noun
دستور زبان
(uncountable) The property of being slim. [..]
-
باریکی
She was standing behind us, a slim hipped beauty with velvety coal black hair, an open thermos and Styrofoam cup in her hand.
پشت ما ایستاده بود. زیبای کمر باریکی با موهای مخملی مشکی که یک فلاسک باز و فنجانی یک بار مصرف به دست داشت.
-
سستی
-
کمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slimness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slimness" با ترجمه به فارسی
-
(به طور خوشایند) لاغر · اندک · باریک اندام · ترکه ای · تنگ · قلیل · لاغر · لاغر کردن · لاغر کردن یا شدن · معدود · نابسنده · نازک · ناچیز · وزن کم کردن · کشیده اندام · کم · کمر باریک
-
کارلوس اسلیم
-
لاغر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن