ترجمه "slink" به فارسی
آفگانه, زودرس, دک شدن، جیم شدن، کالیدن بهترین ترجمه های "slink" به فارسی هستند.
slink
adjective
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To sneak about furtively. [..]
-
آفگانه
-
زودرس
-
دک شدن، جیم شدن، کالیدن
-
ترجمه های کمتر
- ورمالیدن
- (از ترس یا گناه و غیره) یواش رفتن
- (به ویژه گوساله) نارس
- (پستانداران)
- آفگانه کردن
- بچه انداختن
- دزدکی گام برداشتن
- گوساله ی زودرس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slink " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن