ترجمه "slinky" به فارسی
مخفی, اسلینکی, پنهانکار بهترین ترجمه های "slinky" به فارسی هستند.
slinky
adjective
noun
دستور زبان
furtive, stealthy or catlike [..]
-
مخفی
adjective -
اسلینکی
toy
-
پنهانکار
-
ترجمه های کمتر
- پنهان
- (خودمانی) طناز
- آب زیرکاه
- خوش اطوار
- در خفا
- مخفی کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slinky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Slinky
noun
دستور زبان
(trademark) A toy in the form of a loose metal (originally) or plastic spring that can be made to "walk" down stairs as its coils separate and close up. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Slinky" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Slinky در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "slinky"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن